اخبار و تحلیل های سیاسی
دانستن حق مردم، آگاهي دادن وظيفه حاكميت است
|
|
هدف از تخريب خاتمي چيست؟(سرمقاله خبرنامه مشاركت) هدف از تخريب خاتمي چيست؟(سرمقاله خبرنامه مشاركت) موج تخريب ها عليه خاتمي در هفته هاي گذشته از سوي اقتدارگرايان شدت يافته است. آنان به هر بهانه اي متوسل مي شوند تا سيلي از ناسزاها را نثار شخصيت بي بديل و محبوب خاتمي سازند. بخشي از اين پروژه در هفته گذشته با استناد به بخشي از سخنان او در ديدار با دانشجويان رقم خورد. محور اصلي سخنان خاتمي در اين ديدار، هشدار نسبت به تحريف سخنان و مواضع بنيانگذار فقيد جمهوري اسلامي حضرت امام خميني بود. خاتمي در اين باره به نحوه نگرش امام خميني درصدور انقلاب اشاره و بر لزوم الگوسازي در داخل با عملكردي اخلاقي و معنويت گرايانه به جاي روش هاي ديگرتاكيد كرده بود. رسانه هاي اقتدارگرا اما در اينجا با تمسك به ترجمه ناقص و محرفي از پاره اي رسانه هاي بيگانه نوشتند كه خاتمي خرابكاري يا انفجار در كشورهاي ديگر را به دور از انديشه امام دانسته است و اين سخنان او را خلاف امنيت ملي معرفي كردند. بلافاصله پس از مانور تبليغاتي رسانه هاي خشونت طلب و در راس آنها روزنامه كيهان بر روي اين خبر، تلاش پاره اي از نمايندگان مبني بر جمع آوري امضاي تقاضاي تذكر وزير اطلاعات به خاتمي در همين رابطه منتشر گرديد. اقدامي كه اگرچه گفته شد نهايتا واجد 77 امضا گرديده ولي هيچ منبع معتبري نه اين عدد را تاييد و نه هيچگاه حتي اسامي قليلي از اين امضا كنندگان اعلام گرديد. در صحن علني مجلس نيز رييس جلسه از خواندن آن صرفنظر كرد و اعتراض يكي از نمايندگان در اين ارتباط را نيز با اين استدلال كه نمايندگان امضاكننده آن را پس گرفته اند وارد ندانست و نهايتا به قطع بلندگوي نامبرده پرداخت. روزنامه كيهان نيز روز بعد به نوعي سر و ته قضيه را هم آورد و بهره وري از اين بهانه تبليغاتي را در همين جا تمام شده دانست. در حالي كه همانطور كه پيشتر گفته آمد اساسا استناد كيهان و كيهانيان با محوراصلي سخنان خاتمي انطباقي نداشت. سوال اصلي در اين ميان آن است كه موج اين تخريب ها كه روز به روز هم شدت بيشتري مي يابد در پي چيست و چه هدفي را دنبال مي كند؟ واقعيت آن است كه آنچه بيم اقتدارگرايان را برانگيخته و آنان را به فحاشي و بهانه جويي كشانده است محبوبيت بي بديل شخصيت خاتمي نزد افكارعمومي و احتمالي است كه براي حضور وي در عرصه انتخابات رياست جمهوري وجود دارد به گونه اي كه اگرچه خاتمي شخصا بارها امتناع حضور خود را در انتخابات آتي اعلام كرده ولي تنها تقاضا براي حضور خاتمي از سوي پاره اي از جريان هاي اصلاح طلب نيز خواب را بر چشمان اقتدارگرايان حرام و آنان را مشوش ساخته است. آنان عرصه بي رقيبي را مي طلبند كه نتيجه انتخابات آينده را پيشاپيش براي آنها تضمين نمايد و به همين منظور صحنه را به انحاي مختلف ولو با توهين و فحاشي، ولو با خشونت طلبي، ولو با دروغ پردازي و ساير روش هاي غيراخلاقي و ماكياوليستي ديگر به گونه اي نشان مي دهند كه هر نامزد جدي اي را از ورود در آن كارزار بيمناك و گريزان گرداند. در اين رابطه البته نكات ديگري نيز گفتني هستند. اول اينكه هرچه استقبال از خاتمي و رويكرد به او در جامعه مشهودتر و جدي تر باشد ظاهرا انتظار شدت گرفتن اين نوع تخريب ها نيز غيرمحتمل نخواهد بود. از اين گزاره اين نتيجه را مي توان گرفت كه شدت تخريب خاتمي با ميزان اوج گيري محبوبيت او در ميان مردم ظاهرا ارتباط مستقيمي دارد. بخشي از ميزان استقبال مردمي از او را در مراسم مختلف مي توان مشاهده كرد. در همين هفته گذشته در بين همين تخريب ها بود كه خاتمي طبق سنت سالانه به نمايشگاه كتاب رفت ولي استقبال مردمي از او به گونه اي بود كه نهايتا او مجبور شد ديدارش را نيمه تمام گذارده و براي بازگشت روال عادي به نماشگاه آنجا را ترك كند. به نظر مي رسد كه مشكل اقتدارگرايان در نوع برخورد خشن و تخريبي با خاتمي، پاره اي تضادها را نيز در بين آنها رقم زده است. تجربه دارترهاي آنها مي دانند هرچه برخورد آنها با خاتمي خشن تر باشد ميزان محبوبيت خاتمي نيز در جامعه بيشتر خواهد شد و خاتمي نزد افكارعمومي –به درستي- مظلوم تر جلوه خواهد كرد. برخورد متين و در عين حال محكم خاتمي در برابر اين تخريب ها نيز شايسته ارج نهادن است. او اعلام كرد كه بيمي از تخريب ها ندارد. اين نوع برخورد البته انتظار طبيعي همه حاميان و دوستداران او نيز هست. نكته ديگر اين است كه شكاف بين اقتدارگراها و اصولگراها در روند اين تخريب ها قابل مشاهده است. اين شكاف البته فقط درباره تخريب خاتمي نيست كه علني مي شود بلكه رويكرد اقتصادي دولت و پاره اي مواضع احمدي نژاد –مثل بيانات اخيرش در بهره گيري تبليغاتي از امام زمان(عج)- و امثال آنها همگي در عمق بخشيدن به اين شكاف نقش داشته است. اين اتفاق خواه ناخواه در آينده جدي تر خواهد شد و استخوان دارها در ميان اصولگرايان صف خود را از اقتدارگراها بيش از پيش جدا خواهند كرد. نكته بعدي اين است كه آنچه اقتدارگرايان در سال هاي گذشته تعقيب كرده اند وارونه سازي پاره اي انديشه هاي امام خميني در جهت تضمين و تامين بيشترمنافع آنان در قدرت است. خاتمي آسيب شناسانه و از موضع دردمندي براي انقلاب و به عنوان فرزند امام بر اين موضوع مهم و راهبردي انگشت گذارد و نسبت به تحريف و انحراف ازانديشه هاي بنيانگذار انقلاب اعلام خطر نمود. اقتدارگرايان دربرابر با گل آلود كردن آب تلاش كردند صحنه را به گونه اي برهم زنند كه اين موضوع در محاق قرار گيرد و آنان از معرض اين اتهام فاصله بگيرند و توجه افكارعمومي را از آن منحرف گردانند. تجربه اقتدارگرايان در قدرت متاسفانه نشان داده كه آنها براي باقي ماندن در قدرت دست به هر كاري مي زنند و از هر وسيله اي بهره مي جويند. تدوين و گردآوري اخباربهنام رزمجو | لینک ثابت | موضوع: |
|
|